محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
210
مجمع الانساب ( فارسى )
ملوك يزد طايفهء پنجم از ملوك اطراف ايشان ملوك يزداند اخبار و آثار ملوك يزد در كتابى مسطور نديديم و تاريخى بدان ناطق نه ، يا خود نكردهاند يا هست و به نظر كاتب نرسيده . على الجمله آنچه از قدما و اهالى يزد استماع افتاده آن است كه اصل اين اتابكان از ترك است و گويند مقدم ايشان تركى بوده نام او عطا خان و در مصر مىبود پيش امرا و خلفاى مصر و گفتى نسب من از خانان تركستان است و به واسطهاى از وسائط بدان ديار افتاده و نايب و امير شد . پس چون اضطرابى به احوال او راه يافته و بودن او در آن اقليم تعذرى داشته با قوم و تبع هجرتى كرده به نيت آنكه به خراسان بگذرد و به ماوراء النهر بازگردد و به سوى كل خود پويد . چون به خاك يزد رسيد به خدمت بزرگى از مشايخ آنجا رسيد و آن بزرگ اشارتى به دو كرد يعنى اقامت تو در اين زمين خواهد بود و فرماندهى بر تو و فرزندان تو مقرر است . عطا خان عصاى اقامت در آن صوب ثابت داشته و گويند اصل مملكت يزد قديما سه موضع بوده : اولا ديهى است كه آن را تورا پشت گويند و ثانيا دژى است محكم آن را دژدالان گويند و در زعم اهل يزد آن است كه دژ سفيد كه نسبت به قلعه سفيد مىكنند كه در حدود كازرون افتاده و در شاهنامه ذكر آن رفته كه سرخاب بن رستم آنجا هجيربن گودرز افكند و بگرفت خود اين دژدالان است و ثالثا موضعى كه آن را در ديه گويند اينجا كه امروز شهر يزد افتاده . پس عطا خان نشست خود در تورا پشت كرد و جمعى از سپاه و اقوام و اقربا كه با وى بودند با وى متفق شدند و بناى حكومت و سرورى نهاد و رسوم